فارابی

(حدود ۸۷۰–۹۵۰ میلادی)

ایدئولوژی: اسلام
تمرکز: فضیلت سیاسی

پیشینه

  • حدود ۳۸۰–۳۶۰ پیش از میلاد: افلاطون در کتاب «جمهور»، حاکمیت «فیلسوف-شاهان» را پیشنهاد می‌کند.
  • سده‌ی سوم میلادی: فیلسوفانی چون فلوطین با بازتفسیر آثار افلاطون، مفاهیم الهیاتی و عرفانی را به آن‌ها وارد می‌کنند.
  • سده‌ی نهم میلادی: الکندی، فیلسوف عرب، متون کلاسیک یونانی را به «بیت‌الحکمه» در بغداد می‌آورد.

پیامد

  • حدود ۹۸۰–۱۰۳۷ میلادی: ابن‌سینا، اندیشمند ایرانی، فلسفه‌ی عقلانی را با کلام اسلامی پیوند می‌زند.
  • سده‌ی سیزدهم میلادی: توماس آکویناس فضایل اصلی و کلامی را تبیین کرده و میان قوانین طبیعی، بشری و الهی تمایز قائل می‌شود.

مرتبط:

مردم از حاکمیت مردان بافضیلت امتناع می‌کنند.

از جزئیات قطعی زندگی ابونصر فارابی، که در میان فیلسوفان اسلامی به «معلم ثانی» (پس از ارسطو) شهرت دارد، آگاهی چندانی در دست نیست. وی احتمالاً حدود سال ۸۷۰ میلادی در فاراب (اترار امروزی در قزاقستان) چشم به جهان گشود. او پیش از آنکه در سال ۹۰۱ میلادی برای ادامه‌ی تحصیل راهی بغداد شود، در زادگاهش و نیز در بخارا (در ازبکستان امروزی) به تحصیل پرداخت. فارابی در بغداد، نزد استادان مسیحی و مسلمان به آموختن کیمیاگری و فلسفه مشغول شد و همزمان در مقام موسیقی‌دانی نام‌آور و زبان‌شناسی چیره‌دست شناخته شد. او اگرچه بخش اعظم عمر خود را در بغداد به کسوت قضاوت و تعلیم سپری کرد، اما سفرهای دور و درازی به مصر، دمشق، حران و حلب داشت. چنین پنداشته می‌شود که وی برترین آثار خود را در دوران اقامت در حلب و در دربار سیف‌الدوله، حاکم سوریه، به رشته‌ی تحریر درآورده است.

با گسترش قلمرو امپراتوری اسلام در سده‌های هفتم و هشتم میلادی، شکوفایی فرهنگی و علمی بی‌نظیری آغاز گشت که اغلب از آن به عنوان «عصر طلایی اسلام» یاد می‌شود. در بسیاری از شهرهای بزرگ امپراتوری، کتابخانه‌هایی بنا شد که در آن‌ها متون متفکران بزرگ یونان و روم نگهداری و ترجمه می‌شد. در این میان، بغداد به کانون پرآوازه‌ی دانش بدل گشت و فارابی در همین شهر بود که جایگاه خود را به عنوان فیلسوف و شارح آثار ارسطو تثبیت کرد.

فارابی نیز همچون ارسطو بر این باور بود که انسان به حکم طبیعت و برای نیل به سعادت و زندگی نیکو، نیازمند زیستن در یک ساختار اجتماعی نظیر «دولت-شهر» است. او همچنین شهر را حداقل مقیاسِ ممکن برای تحقق این هدف می‌دانست و معتقد بود که همین اصول را می‌توان در سطح دولت-ملت‌ها، امپراتوری‌ها و حتی یک دولت جهانی تعمیم داد. با این حال، افلاطون (استادِ ارسطو) بیشترین تأثیر را بر اندیشه‌ی سیاسی فارابی داشت؛ به‌ویژه با ترسیم چشم‌اندازی از دولت آرمانی و شیوه‌ی حکمرانی بر آن. همان‌گونه که افلاطون از حاکمیت «فیلسوف-شاهان» — که به تنهایی ماهیت حقیقی فضایلی چون عدالت را درک می‌کنند — دفاع می‌کرد، فارابی نیز در کتاب مدینه‌ی فاضله، شهری آرمانی را توصیف می‌کند که تحت هدایت رهبری بافضیلت اداره می‌شود؛ پیشوایی که مردم را برای رسیدن به سعادت حقیقی، به سوی زندگی فضیلت‌مندانه رهنمون می‌سازد.

غایتِ دولتِ آرمانی، نه‌تنها تأمین رفاهِ مادیِ شهروندان، بلکه تضمینِ سرنوشتِ واپسینِ آنان است.

حکمت الهی

تمایز بنیادین میان فارابی و افلاطون در برداشت آن‌ها از ماهیت و منشأ فضیلتِ حاکم آرمانی نهفته است؛ فضیلتی که فارابی آن را همان «حکمت الهی» می‌دانست. فارابی به جای مفهوم فیلسوف-شاه، از ضرورتِ حاکمیت یک «فیلسوف-پیامبر» یا آن‌گونه که خود تعبیر می‌کند، یک «امام عادل» سخن می‌گفت.

با این همه، فارابی به صراحت بیان می‌دارد که مدینه‌ی فاضله‌ی او یک «آرمان‌شهر» سیاسی است. او همچنین به توصیف انواع حکومت‌های موجود در جهان واقعی پرداخته و کاستی‌های آن‌ها را برمی‌شمارد. او سه دلیل اصلی برای انحراف این حکومت‌ها از الگوی آرمانی خود شناسایی می‌کند: آن‌ها یا «جاهله» (نادان)، یا «ضاله» (گمراه) و یا «فاسقه» (منحرف) هستند. در یک دولت نادان، مردم از این حقیقت که سعادت واقعی در گرو زندگی فضیلت‌مندانه است، بی‌اطلاعند؛ در یک دولت گمراه، مردم درک نادرستی از ماهیت فضیلت دارند؛ و در یک دولت منحرف، با وجود آنکه می‌دانند زندگی فضیلت‌مندانه چیست، راهی جز آن را برمی‌گزینند. در هر سه نوعِ این دولت‌های ناقص، مردمان به جای جست‌وجوی خیر و صلاح، در پی ثروت و لذت‌اند. فارابی معتقد بود که روح نادانان و گمراهان پس از مرگ فنا می‌پذیرد، در حالی که روح منحرفان دچار اندوهی ابدی خواهد شد و تنها ارواح مردمانِ مدینه‌ی فاضله از سعادت جاویدان بهره‌مند می‌شوند. با این حال، تا زمانی که شهروندان و حاکمانِ نادان، گمراه و منحرف در پی کام‌جویی‌های دنیوی باشند، حاکمیت رهبری بافضیلت را برنخواهند تافت — چرا که او آنچه را که آن‌ها به گمان خود «مطلوب» می‌پندارند به ایشان نخواهد داد — و از همین روست که الگوی مدینه‌ی فاضله هنوز جامه‌ی تحقق به تن نکرده است.