محمد
(۵۷۰–۶۳۲ میلادی)
ایدئولوژی: اسلام
تمرکز: جنگ عادلانه
پیشینه
- قرن ششم پیش از میلاد: سون تزو در رسالهی هنر جنگ استدلال میکند که وجود ارتش برای بقای دولت حیاتی است.
- حدود ۴۱۳ میلادی: آگوستین حکومتی تهی از عدالت را چیزی فراتر از یک باند راهزنی نمیداند.
پیامد
- ۱۰۹۵: مسیحیان نخستین جنگ صلیبی را برای بازپسگیری حاکمیت اورشلیم و سرزمین مقدس از مسلمانان آغاز میکنند.
- ۱۹۳۲: ابوالاعلی مودودی در کتاب "به سوی فهم اسلام" تأکید میکند که اسلام تمامی شئون زندگی بشر، از جمله سیاست را در بر میگیرد.
مرتبط:
پیکار بر شما مقرر شد، در حالی که برایتان ناپسند است.
محمد در سال ۵۷۰ میلادی در مکه و اندکی پس از وفات پدرش چشم به جهان گشود. در ششسالگی مادرش را از دست داد و تحت سرپرستی پدربزرگ و سپس عمویش قرار گرفت؛ او بعدها مدیریت کاروانهای تجاری در مسیر سوریه را برای عمویش بر عهده گرفت. در اواخر دههی سوم زندگی، برای نیایش بهطور مستمر به غار حرا میرفت و گفته میشود در سال ۶۱۰ میلادی، نخستین وحی الهی را از طریق جبرئیل دریافت کرد. او دعوت خود را آغاز کرد و بهتدریج پیروانی گرد آورد، اما در نهایت بههمراه یارانش از مکه رانده شد. هجرت آنان به مدینه در سال ۶۲۲ میلادی، مبدأ تقویم اسلامی بهشمار میرود. تا زمان وفاتش در سال ۶۳۲ میلادی، تقریباً تمام شبهجزیره عربستان تحت حاکمیت او درآمده بود.
محمد که مسلمانان او را به عنوان پیامبر آیین اسلام ارج مینهند، شالودههای یک امپراتوری اسلامی را نیز بنا نهاد؛ او همانقدر که پیشوایی معنوی بود، رهبری سیاسی و نظامی را نیز بر عهده داشت. او که به سبب ایمانش از مکه رانده شده بود، در سال ۶۲۲ میلادی به یثرب کوچ کرد (سفری که به «هجرت» شهرت یافت)؛ در آنجا پیروان بیشماری یافت و در نهایت آن شهر را در قالب یک دولت-شهر اسلامیِ واحد سازماندهی کرد. نام این شهر به مدینه (شهرِ پیامبر) تغییر یافت و به نخستین دولت اسلامی جهان بدل گشت. محمد برای این دولت، پیماننامهای تدوین کرد که به «قانون اساسی مدینه» شهرت یافت و زیربنای سنت سیاسی در اسلام شد.
این قانون اساسی به حقوق و تکالیف تمامی گروههای ساکن در جامعه، حاکمیت قانون و مسئلهی جنگ میپرداخت. این میثاق، جامعهی یهودی مدینه را به عنوان نهادی مجزا به رسمیت شناخت و بر سر تعهدات متقابل با آنان به توافق رسید. بر اساس مفاد این پیمان، کل جامعه — شامل پیروان تمامی ادیان در مدینه — موظف بودند در صورت بروز تهدید علیه شهر، متحدانه پیکار کنند. اهداف کلیدی این میثاق، برقراری صلح در قلمرو دولت اسلامی مدینه و ایجاد ساختاری سیاسی بود که به محمد در گردآوری پیروان و سپاهیان برای فتح شبهجزیره عربستان یاری رساند.
اقتدار این قانون اساسی هم جنبهی قدسی و هم جنبهی عرفی داشت، چنانکه تصریح میکرد: «هرگاه در امری اختلاف یافتید، مرجع رسیدگی به آن خدا و محمد هستند.» از آنجا که خداوند از زبان محمد سخن میگفت، کلام او از مرجعیتی خدشهناپذیر برخوردار بود.
صلحدوست اما نه صلحطلب
این قانون اساسی بر بسیاری از آموزههای کتاب مقدس اسلام یعنی قرآن که پس از آن نازل شد، صحه میگذارد. با این حال، قرآن بیش از آنکه به جزئیات اجراییِ سیاست بپردازد، بر وظایف دینی متمرکز است. در قرآن، اسلام دینی صلحجو توصیف شده است، اما این به معنای «صلحطلبیِ مطلق» (پاسیفیسم) نیست. محمد مکرراً تأکید میورزد که باید از اسلام در برابر کافران دفاع کرد و تلویحاً اشاره میکند که این امر ممکن است در برخی موارد مستلزم اقدامات پیشگیرانه باشد. اگرچه خشونت باید برای یک مؤمن به اسلام ناپسند باشد، اما میتواند به مثابهی «شری ضروری» برای صیانت و پیشرفت دین قلمداد شود؛ چنانکه محمد دفاع از ایمان را وظیفهی اخلاقی تمامی مسلمانان برمیشمارد.
این تکلیف در مفهوم اسلامیِ «جهاد» (در لغت به معنای تلاش یا کوشش) تجلی یافته است که در ابتدا علیه شهرهای همجواری که به دولت اسلامیِ محمد حمله میکردند، جهتگیری شده بود. با فتح پیدرپی این شهرها، جنگ به ابزاری برای گسترش ایمان و در ساحت سیاست، به وسیلهای برای توسعهی امپراتوری اسلامی بدل شد.
از احادیث سنی: به نام خدا و در راه خدا پیکار کنید. با آنان که به خدا کفر میورزند، بجنگید.
در حالی که قرآن جهاد را تکلیفی دینی و جنگ را امری ناپسند اما ضروری توصیف میکند، همزمان بر وجود قواعدی سختگیرانه در هدایت جنگ تأکید دارد. شرایط یک «جنگ عادلانه» (شامل آرمان عادلانه، نیت درست، مرجعیت مشروع و توسل به جنگ به عنوان آخرین راهکار) شباهت بسیاری به اصولی دارد که بعدها در اروپای مسیحی تکامل یافت.