سیسرو
(۱۰۶–۴۳ پ.م.)
ایدئولوژی: جمهوریخواهی
تمرکز: قانون اساسی مختلط
پیشینه
- حوالی ۳۸۰ پیش از میلاد: افلاطون با نگارش کتاب «جمهوری»، طرح خود را برای یک دولتشهر آرمانی تبیین میکند.
- سدهی دوم پیش از میلاد: پولیبیوس، مورخ یونانی، در کتاب «تواریخ» ظهور جمهوری روم و قانون اساسی آن را بر پایهی تفکیک قوا توصیف میکند.
- ۴۸ پیش از میلاد: اختیاراتی بیسابقه به ژولیوس سزار اعطا میشود و دیکتاتوری او پایان عصر جمهوری روم را رقم میزند.
پیامد
- ۲۷ پیش از میلاد: اکتاویان با عنوان «آگوستوس» به قدرت میرسد و عملاً نخستین امپراتور روم میشود.
- ۱۷۳۴ میلادی: مونتسکیو کتاب «ملاحظاتی در باب علل عظمت و انحطاط رومیان» را به رشتهی تحریر درمیآورد.
مرتبط: افلاطون ■ ارسطو ■ مونتسکیو ■ بنجامین فرانکلین ■ توماس جفرسون ■ جیمز مدیسون
حاکمیت چون گویی به هر سو پرتاب میشود.
جمهوری روم در حدود سال ۵۱۰ پیش از میلاد، با الگوبرداری از دولتشهرهای یونان بنیان نهاده شد و با اعمال تغییراتی اندک، نزدیک به پانصد سال دوام آورد. این نظام سیاسی، ترکیبی از سه شیوهی حکمرانی بود: پادشاهی (که کنسولها جایگزین آن شدند)، اشرافسالاری (سنا) و دموکراسی (مجمع مردمی). هر یک از این ارکان، قلمرو قدرتِ مجزایی داشتند که در تعامل با یکدیگر، نوعی توازن ایجاد میکردند. این ساختار که با عنوان «قانون اساسی مختلط» شناخته میشد، در نگاه اکثر رومیان شکلی آرمانی از حکومت بود که ثبات را تضمین میکرد و مانع از بروز استبداد میشد.
نظارت و توازن
سیسرو، سیاستمدار رومی، از حامیان استوار این نظام بود؛ بهویژه زمانی که اعطای اختیارات دیکتاتوری به ژولیوس سزار، بقای این ساختار را به خطر انداخت. او هشدار داد که فروپاشی جمهوری، ماشهی بازگشت به چرخهی مخربِ تغییرِ نظامها را خواهد کشید. به باور او، قدرت ممکن است از پادشاهی به یک «مستبد» منتقل شود؛ سپس اشراف یا مردم آن را از چنگ مستبد درآورند و در نهایت، الیگارشها یا مستبدان دیگر آن را از مردم غصب کنند. سیسرون معتقد بود که بدون سازوکارهای نظارت و توازن در یک قانون اساسی مختلط، حکومت «همچون توپی به هر سو پرتاب خواهد شد». پیشبینیهای سیسرون به حقیقت پیوست؛ اندکی پس از مرگ سزار، روم تحت سیطرهی امپراتوری به نام آگوستوس درآمد و پس از او، قدرت به زنجیرهای از حاکمان مستبد منتقل گشت.