سون تزو

(حدود ۵۴۴ تا حدود ۴۹۶ پ. م)

ایدئولوژی: عملگرایی
تمرکز: دیپلماسی و جنگ

پیشینه

  • سده هشتم پ. م: «عصر طلایی» فلسفه چینی آغاز می‌شود که منجر به ظهور «صد مکتب فکری» می‌شود.
  • سده ششم پ. م: کنفوسیوس چارچوبی برای جامعه مدنی مبتنی بر ارزش‌های سنتی پیشنهاد می‌کند.

پیامد

  • سده چهارم پ. م: نصیحت چاناکیا به چاندراگوپتا موریا به تأسیس امپراتوری موریا در هند کمک می‌کند.
  • ۱۵۳۲: کتاب "شهریار" اثر نیکولو ماکیاولی، پنج سال پس از مرگش، منتشر می‌شود.
  • ۱۹۳۷: مائو تسه‌تونگ کتاب "درباره جنگ چریکی" را می‌نویسد.

هنر جنگ برای دولت از اهمیتی حیاتی برخوردار است.

سون وو (که بعدها به عنوان سون تزو یا «استاد سون» شناخته شد) به عنوانِ نویسندهِ رسالهِ افسانه‌ای «هنرِ جنگ» شناخته می‌شود. احتمالاً در حدود سال ۵۴۴ پیش از میلاد در ایالت «چی» یا «وو» در چین متولد شده است. از ابتدای زندگی او اطلاعی در دست نیست، اما وی به عنوانِ سرداری که در کارزارهای موفقِ بسیاری علیه ایالتِ همسایه یعنی «چو» در خدمتِ ایالت وو بود، به شهرت رسید. او به مشاوری حیاتی (معادل مشاورِ نظامیِ قراردادی در دنیای امروز) برای پادشاه «هِلو» (Helü) از ایالتِ وو در مسائلِ استراتژیِ نظامی تبدیل شد و رسالهِ مشهورِ خود را نوشت تا به عنوانِ کتابِ راهنما توسطِ حاکم استفاده شود. این کتابِ مختصر که از ۱۳ فصلِ کوتاه تشکیل شده است، پس از مرگِ او در حدود سال ۴۹۶ پیش از میلاد، هم توسطِ رهبرانِ ایالتی که برای کنترلِ امپراتوریِ چین می‌جنگیدند و هم توسطِ اندیشمندانِ نظامی در ژاپن و کره به طور گسترده مطالعه می‌شد. این کتاب برای اولین بار در سال ۱۷۸۲ به یک زبان اروپایی (فرانسوی) ترجمه شد و ممکن است بر ناپلئون نیز تأثیر گذاشته باشد.

در اواخر سده ششم پیش از میلاد، چین به واپسین سال‌های عصر شکوفایی و صلح خود—موسوم به دوران «بهار و پاییز»—نزدیک می‌شد؛ دورانی که در آن فلاسفه و اندیشمندان مجالی برای بالندگی یافتند. بخش عمده‌ای از تفکر این دوره بر فلسفه اخلاق متمرکز بود و فلسفه سیاسیِ برآمده از آن نیز بر شیوه اخلاقی و صحیحِ تمشیتِ امور داخلی دولت تأکید می‌ورزید. نقطه کمال این رویکرد در منظومه فکری کنفوسیوس تجلی یافت که فضایل سنتی را در قالب نظامی سلسله‌مراتبی، به رهبری یک فرمانروا و تحت اداره دیوان‌سالاریِ نخبگان، با یکدیگر پیوند زد.

با این حال، در اواخرِ دورهِ بهار و پاییز، ثبات سیاسیِ ایالت‌های مختلف چین رو به تزلزل نهاد و با رشد جمعیت، تنش‌های میان آن‌ها فزونی یافت. حاکمان ایالت‌ها نه تنها ناگزیر به مدیریت امور داخلی خود بودند، بلکه باید از خود در برابر حملات ایالت‌های همسایه نیز دفاع می‌کردند.

استراتژی نظامی

در چنین فضایی، مشاوران نظامی اهمیتی هم‌سنگِ دیوان‌سالاران غیرنظامی یافتند و استراتژی نظامی به‌تدریج بر اندیشهِ سیاسی سایه افکند. تأثیرگذارترین اثر در این باب، کتاب «هنر جنگ» بود؛ رساله‌ای که گمان می‌رود سون تزو، ژنرالی در ارتش پادشاهِ «وو»، آن را به رشته تحریر درآورده باشد. بندِ آغازینِ کتاب چنین است: «هنرِ جنگ برای دولت از اهمیتی حیاتی برخوردار است. این موضوعی است تعیین کنندهِ زندگی و مرگ، و راهی به سوی امنیت یا نابودی است. از این رو، موضوعی برای تحقیق است که به هیچ وجه نباید نادیده گرفته شود.» این سخن، نشان‌دهنده گسستی آشکار از فلسفه سیاسیِ حاکم بر آن زمان بود و اثر سون تزو را شاید بتوان نخستین بیانِ صریحی دانست که جنگ و اطلاعات نظامی را از ارکانِ کلیدیِ کار دولت برمی‌شمرد.

«هنر جنگ» به جنبه‌های عملیِ صیانت از دولت و حفظ رفاه آن می‌پردازد. برخلاف متفکران پیشین که بر ساختار جامعه مدنی متمرکز بودند، این رساله بر سیاست بین‌الملل تمرکز دارد و مدیریت دولتی را تنها در پیوند با برنامه‌ریزی و پیشبرد جنگ‌ها، یا اقتصادِ نگهداری از نیروهای نظامی و سرویس‌های اطلاعاتی بررسی می‌کند.

شرحِ دقیقِ سون تزو از هنرِ جنگ، بعدها به عنوان چارچوبی برای هر نوع سازماندهی سیاسی نگریسته شد. او فهرستی از «اصول جنگ» را ارائه می‌دهد که باید در زمان برنامه‌ریزی برای هر لشکرکشی مد نظر قرار گیرند. این فهرست علاوه بر مسائل عملیاتی نظیر شرایط جوی و جغرافیایی، شامل نفوذ معنویِ حاکم، توانمندی و خصایص ژنرال، و سازماندهی و انضباط سربازان نیز می‌شود. در بطنِ این اصول، ساختاری سلسله‌مراتبی مستتر است که در رأس آن فرمانروایی قرار دارد که با مشورت ژنرال‌های خود فرمان صادر می‌کند و ژنرال‌ها نیز به نوبه خود، نیروها را رهبری و سازماندهی می‌کنند.

یک رهبر با الگو بودن رهبری می‌کند، نه با زور.

از دیدِ سون تزو، نقش فرمانروا ارائهِ رهبریِ اخلاقی است. مردم پیش از آنکه حمایت خود را نثار کنند، باید متقاعد شوند که آرمانشان عادلانه است و حاکم خود باید در این راه الگو باشد؛ این دیدگاهی بود که سون تزو با کنفوسیوس در آن اشتراک نظر داشت. ژنرال نیز، بسانِ دیوان‌سالار در جامعهِ مدنی، هم در مقام مشاورِ فرمانروا و هم در جایگاهِ مجریِ دستورات او عمل می‌کند. شگفت‌آور نیست که سون تزو تأکید زایدالوصفی بر ویژگی‌های ژنرال دارد و او را «حصار استوار دولت» می‌نامد. دانش و تجربهِ او نه تنها به مشاوره‌هایی که به حاکم می‌دهد غنا می‌بخشد و عملاً جهت‌گیری سیاست‌ها را تعیین می‌کند، بلکه برای سازماندهی ارتش نیز حیاتی است. او در رأس هرمِ فرماندهی، تدارکات و به‌ویژه آموزش و انضباط نیروها را تحت کنترل دارد. «هنر جنگ» توصیه می‌کند که انضباط با مجازات‌های سخت برای نافرمانی به‌دقت اعمال شود، اما در عین حال، این سخت‌گیری باید با بهره‌گیریِ مداوم از نظام پاداش و تنبیه تعدیل گردد.

دانستنِ زمانِ نبرد

اگرچه این توصیف از سلسله‌مراتب نظامی، بازتاب‌دهنده ساختار جامعه چین بود، اما «هنر جنگ» در توصیه‌های خود برای سیاست بین‌الملل، نگاهی بسیار نوآورانه داشت. سون تزو، همچون بسیاری از ژنرال‌هایِ پیش و پس از خود، بر این باور بود که غایتِ نیروهای نظامی، محافظت از دولت و تضمین رفاه آن است و جنگ همواره باید آخرین راه چاره باشد. ژنرالی کارآزموده باید بداند چه زمانی دست به نبرد بزند و چه زمانی از آن اجتناب کند و همواره به یاد داشته باشد که مقاومت دشمن را اغلب می‌توان بدون درگیری مسلحانه در هم شکست. او معتقد بود ژنرال ابتدا باید برای خنثی کردن نقشه‌های دشمن بکوشد؛ در صورت شکست، باید در برابر حمله دفاع کند و تنها در صورتی که راه دیگری باقی نماند، باید حمله‌ای را آغاز نماید.

سون تزو برای پیشگیری از ضرورتِ جنگ، طرفدار حفظ بنیه دفاعیِ مقتدر و تشکیل اتحاد با ایالت‌های همسایه بود. از آنجا که جنگ برای هر دو طرف زیان‌بار است، عقل حکم می‌کند که به توافقی صلح‌آمیز دست یافت. لشکرکشی‌های طولانی، به‌ویژه تاکتیک‌هایی نظیر محاصره، چنان منابع را تحلیل می‌برند که هزینه آن‌ها غالباً از ثمرات پیروزی پیشی می‌گیرد. افزون بر این، فداکاری‌های تحمیل‌شده بر مردم، وفاداری آن‌ها را به حقانیتِ اخلاقیِ آن آرمان سست می‌کند.

اطلاعاتِ نظامی

سون تزو استدلال می‌کند که کلیدِ ثبات در روابط بین‌الملل، اطلاعات است که در آن روزگار از وظایفِ ارتش به شمار می‌رفت. جاسوسان اطلاعات حیاتی در باب نیات و توانمندی‌های دشمن بالقوه را فراهم می‌آورند و به ژنرال‌هایی که بر جاسوسان فرمان می‌رانند اجازه می‌دهند تا فرمانروا را از میزان احتمالِ پیروزی در صورت وقوع درگیری آگاه سازند. در همین راستا، سون تزو توضیح می‌دهد که عنصر کلیدیِ دیگر در این نبرد اطلاعاتی، فریب است. برای مثال، با دادن اطلاعات نادرست به دشمن درباره استحکامات دفاعی، اغلب می‌توان از وقوع جنگ جلوگیری کرد. او همچنین نسبت به آنچه نادانی در نابودیِ کاملِ دشمن در میدان نبرد می‌نامید، هشدار می‌داد؛ چرا که این اقدام، پاداش‌های حاصل از پیروزی—اعم از حسن نیت سربازان شکست‌خورده و ثروتِ قلمروِ تسخیرشده—را کاهش می‌داد.

اگر هم خودت و هم دشمنت را بشناسی، می‌توانی در صد نبرد بدون خطر پیروز شوی.

شالوده این توصیفات کاربردی در کتاب «هنر جنگ»، بر بنیان‌های فرهنگیِ سنتی و ارزش‌های اخلاقی همچون عدالت، تناسب و اعتدال استوار است. این رساله بیان می‌دارد که تاکتیک‌های نظامی، سیاست بین‌الملل و جنگ، همگی برای صیانت از این ارزش‌ها وجود دارند و باید در انطباق با آن‌ها پیش برده شوند. دولت از توانایی نظامی خود برای مجازات کسانی که از بیرون به آن آسیب می‌زنند یا تهدیدش می‌کنند بهره می‌گیرد، همان‌گونه که از قانون برای کیفر مجرمانِ داخلی استفاده می‌کند. چنانچه این امر به شیوه‌ای اخلاقی و توجیه‌پذیر انجام شود، پاداش دولت، مردمانی شادمان‌تر و کسب قلمرو و ثروت خواهد بود. کتاب «هنر جنگ» به متنی تأثیرگذار میان حاکمان، سرداران و وزیران ایالت‌های مختلف در مسیرِ مبارزه برای دستیابی به امپراتوریِ واحدِ چین مبدل گشت. این اثر بعدها تأثیر شگرفی بر تاکتیک‌های انقلابیونی چون مائو زدونگ و هوشی مین گذاشت. امروزه مطالعه این کتاب در بسیاری از آکادمی‌های نظامی الزامی است و اغلب به عنوان متنی کلیدی در دوره‌های علوم سیاسی، تجارت و اقتصاد گنجانده می‌شود.